ارسال شده در سه شنبهبرچسب:, -
طناب دور گردنم , بی رحمانه تنگ می شود
آنقدر تنگ که تنها بتوانم چشمانم را باز نگه دارم تا
از میان غبارها و دروغ های بزرگ دستوراتت , حقیقت را ببینم
(ای) دختر بی عدالت , هرگز مرا به زانو در نخواهی آورد
بیچاره ها و صاحبان نعمت , دو هر طرف می خواهند مرا موعظه کنند
آشوبگر جامعه , بر من ننگ دشمنی زدید
کسی که نمی خواهی باور کنی , ما هنگامی آرام می گیریم که تکه تکه شده باشیم
می توانی امتحان کنی , آن صفحات تاریخ را چه کسی نوشت؟
نمی توانم نفس بکشم , زجر کشیدن من را تماشا می کنی
نمی توانم نفس بکشم , خفه شدن من را تماشا می کنی
نمی توانم جایم را خالی کنم , قلبم هنوز می تپد گرچه سست
روح تا ابد محکومم در پناه باشد , آمین
چشمانم (رو به حقیقت) باز شده است , نمی توانم در اشتباه باشم
آموختنی ها از تو می خواهند که خود را (به هر قیمتی) از بند این طناب رها کنی
طناب دور گردنم , بی رحمانه تنگ تر می شود
آنقدر تنگ که تنها قلبم می تپد و نمی توانم نفس بکشم
کسانی که نمی خواهید باور کنید , باشد که پس از تکه تکه شدن آرام بگیریم
آزادی در انتخاب مرگ , با تمام آنچه گفته شد نمی توانی من را بشکنی
با چیز دیگری مرا بترسانید , من بدون شرمندگی و پشیمانی زندگی می کنم
تقاصش را با مرگم می دهم , کسی که آزار دیده (ظلم را) هرگز فراموش نخواهد کرد.
----------------
بیش از آنچه با چشمانت ببینی
زندگی در دنیای بی حساب , سوالاتی از ناشناخته ها
من اسیر این زندانم , سلول تک نفره ام تنها چیزیست که از آن می شناسم
فکر می کردم همه چیز را فهمیده ام, در افکارم خود رای بودم
محکومیتم آغاز شده و آینده ام آن چیزیست که از دست دادم
قسمت بعدی زندگی من مملو از صحنه های وحشتناک است
شب ها از ترس رویاهایم تا صبح بیدار می مانم
صداها تعقیبم می کنند , دیوانه ام می کنند
انگار راه فراری ندارم , آنها نامم را فریاد می کشند
احساس می کنم باز هم در اشتباهم
آمده اند تا مرا با خود ببرند
زندگی ام وارونه شده
بدتر از آنچه تو با چشمانت می بینی
از حالا به بعد خود را کنترل می کنم , سرنوشتم را خود رقم می زنم
و شب ها می خوابم زیرا دیگر از چیزی نمی ترسم
شیطاتین در تعقیبم را فراری دادم
بر تمام ترس هایم پیروز شدم , تقدیرم در انتظار من است
من دیگر اشتباه نمی کنم
دیگر از دست نمی روم
کسی دنبال من نیست
کسی تحمل ایستادن مقابل من را ندارد
دیگر زندگی ام وراونه نیست
چون بدستش گرفته ام
بیشتر از آنی که تو بتوانی با چشمانت ببینی
چون یه تصمیم گرفتم
تو رو از ذهنم شوت میکنم بیرون
اما....نمیتونم
نظرات شما عزیزان:

.gif)
.gif)